Description: 

STEM virus model. Stage 5. Advanced design. Immunity, fatality, et al.

Number Of Times Played: 
1
codesigned: 
1

Comments

https://goo.gl/E5gyJ4
https://goo.gl/HaNhmA
https://goo.gl/HJQGne
https://goo.gl/RDmtUf
https://goo.gl/5o5aZE
https://goo.gl/eemE7o
https://goo.gl/DL1Vww
https://goo.gl/biSvtp
https://goo.gl/ioS9D5
https://goo.gl/nTrs8V
https://goo.gl/6Tz7r6
https://goo.gl/RXiivh
https://goo.gl/nPUuMF
https://goo.gl/RdMzu5
https://goo.gl/iTHcwA
https://goo.gl/CuH2zD
https://goo.gl/sLmXi8
https://goo.gl/TTBYq6
https://goo.gl/eCeB2q
https://goo.gl/gHjvwi
https://goo.gl/Ucyw3S
https://goo.gl/f1MSft
https://goo.gl/FtK5B6
https://goo.gl/f7ALCY
https://goo.gl/heEiZM
https://goo.gl/Qgk4o5
https://goo.gl/ZMkHXH
https://goo.gl/VV4oG9
https://goo.gl/zGWvLC
https://goo.gl/37FRGz
https://goo.gl/HMqvoB
https://goo.gl/d4CYdh
https://goo.gl/mjhHyx
https://goo.gl/NaXzL9
https://goo.gl/TrarYN
https://goo.gl/zVKHGL
https://goo.gl/2eqETF
https://goo.gl/MxjbnC
https://goo.gl/4m8BEM
https://goo.gl/ed9KFT
https://goo.gl/tkcTtM
https://goo.gl/kSoCzM
https://goo.gl/wjZ2bE
https://goo.gl/3QudGA
https://goo.gl/S6kqSE
https://goo.gl/CtJCVd
https://goo.gl/gDHkqw
https://goo.gl/V1WkAg
https://goo.gl/TgzeMJ
https://goo.gl/s85sk6
https://goo.gl/azpm2q
https://goo.gl/SYntG2
https://goo.gl/bz36g9
https://goo.gl/iUAjFE
https://goo.gl/NdtJeU
https://goo.gl/bZfEtF
https://goo.gl/6HxS6x
https://goo.gl/1PkQf4
https://goo.gl/rBuqY6
https://goo.gl/iYBc7f
https://goo.gl/FB7pvV
https://goo.gl/mf5WUb
https://goo.gl/zffDPT
https://goo.gl/isP6qE
https://goo.gl/JvGFcb
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/hR4Lzj
https://goo.gl/DZ2U7F
https://goo.gl/cTohai

https://goo.gl/E5gyJ4
https://goo.gl/HaNhmA
https://goo.gl/HJQGne
https://goo.gl/RDmtUf
https://goo.gl/5o5aZE
https://goo.gl/eemE7o
https://goo.gl/DL1Vww
https://goo.gl/biSvtp
https://goo.gl/ioS9D5
https://goo.gl/nTrs8V
https://goo.gl/6Tz7r6
https://goo.gl/RXiivh
https://goo.gl/nPUuMF
https://goo.gl/RdMzu5
https://goo.gl/iTHcwA
https://goo.gl/CuH2zD
https://goo.gl/sLmXi8
https://goo.gl/TTBYq6
https://goo.gl/eCeB2q
https://goo.gl/gHjvwi
https://goo.gl/Ucyw3S
https://goo.gl/f1MSft
https://goo.gl/FtK5B6
https://goo.gl/f7ALCY
https://goo.gl/heEiZM
https://goo.gl/Qgk4o5
https://goo.gl/ZMkHXH
https://goo.gl/VV4oG9
https://goo.gl/zGWvLC
https://goo.gl/37FRGz
https://goo.gl/HMqvoB
https://goo.gl/d4CYdh
https://goo.gl/mjhHyx
https://goo.gl/NaXzL9
https://goo.gl/TrarYN
https://goo.gl/zVKHGL
https://goo.gl/2eqETF
https://goo.gl/MxjbnC
https://goo.gl/4m8BEM
https://goo.gl/ed9KFT
https://goo.gl/tkcTtM
https://goo.gl/kSoCzM
https://goo.gl/wjZ2bE
https://goo.gl/3QudGA
https://goo.gl/S6kqSE
https://goo.gl/CtJCVd
https://goo.gl/gDHkqw
https://goo.gl/V1WkAg
https://goo.gl/TgzeMJ
https://goo.gl/s85sk6
https://goo.gl/azpm2q
https://goo.gl/SYntG2
https://goo.gl/bz36g9
https://goo.gl/iUAjFE
https://goo.gl/NdtJeU
https://goo.gl/bZfEtF
https://goo.gl/6HxS6x
https://goo.gl/1PkQf4
https://goo.gl/rBuqY6
https://goo.gl/iYBc7f
https://goo.gl/FB7pvV
https://goo.gl/mf5WUb
https://goo.gl/zffDPT
https://goo.gl/isP6qE
https://goo.gl/JvGFcb
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/hR4Lzj
https://goo.gl/DZ2U7F
https://goo.gl/cTohai

https://goo.gl/E5gyJ4
https://goo.gl/HaNhmA
https://goo.gl/HJQGne
https://goo.gl/RDmtUf
https://goo.gl/5o5aZE
https://goo.gl/eemE7o
https://goo.gl/DL1Vww
https://goo.gl/biSvtp
https://goo.gl/ioS9D5
https://goo.gl/nTrs8V
https://goo.gl/6Tz7r6
https://goo.gl/RXiivh
https://goo.gl/nPUuMF
https://goo.gl/RdMzu5
https://goo.gl/iTHcwA
https://goo.gl/CuH2zD
https://goo.gl/sLmXi8
https://goo.gl/TTBYq6
https://goo.gl/eCeB2q
https://goo.gl/gHjvwi
https://goo.gl/Ucyw3S
https://goo.gl/f1MSft
https://goo.gl/FtK5B6
https://goo.gl/f7ALCY
https://goo.gl/heEiZM
https://goo.gl/Qgk4o5
https://goo.gl/ZMkHXH
https://goo.gl/VV4oG9
https://goo.gl/zGWvLC
https://goo.gl/37FRGz
https://goo.gl/HMqvoB
https://goo.gl/d4CYdh
https://goo.gl/mjhHyx
https://goo.gl/NaXzL9
https://goo.gl/TrarYN
https://goo.gl/zVKHGL
https://goo.gl/2eqETF
https://goo.gl/MxjbnC
https://goo.gl/4m8BEM
https://goo.gl/ed9KFT
https://goo.gl/tkcTtM
https://goo.gl/kSoCzM
https://goo.gl/wjZ2bE
https://goo.gl/3QudGA
https://goo.gl/S6kqSE
https://goo.gl/CtJCVd
https://goo.gl/gDHkqw
https://goo.gl/V1WkAg
https://goo.gl/TgzeMJ
https://goo.gl/s85sk6
https://goo.gl/azpm2q
https://goo.gl/SYntG2
https://goo.gl/bz36g9
https://goo.gl/iUAjFE
https://goo.gl/NdtJeU
https://goo.gl/bZfEtF
https://goo.gl/6HxS6x
https://goo.gl/1PkQf4
https://goo.gl/rBuqY6
https://goo.gl/iYBc7f
https://goo.gl/FB7pvV
https://goo.gl/mf5WUb
https://goo.gl/zffDPT
https://goo.gl/isP6qE
https://goo.gl/JvGFcb
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/R3isgM
https://goo.gl/hR4Lzj
https://goo.gl/DZ2U7F
https://goo.gl/cTohai

کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم

Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/

کسب و کار اینترنتی داشته باشند اما در آخر سال فقط ۱٪ موفق می شوند
تبلیغ نویسی و فانل های هوشمند، فصل گمشده کسب و کارت
آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند
اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.
لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.
گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.
هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.
مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/
کسب و کار اینترنتی
تبلیغ نویسی

کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم

Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/

کسب و کار اینترنتی داشته باشند اما در آخر سال فقط ۱٪ موفق می شوند
تبلیغ نویسی و فانل های هوشمند، فصل گمشده کسب و کارت
آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند
اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.
لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.
گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.
هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.
مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/
کسب و کار اینترنتی
تبلیغ نویسی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی

چطور ایده نوشتن مقاله اغوا کننده بعدی سایت را پیدا کنیم

می دانی چطور حسی هست؟
چند روزی از آخرین مقاله ای که نوشتی می گذرد. می دانی مخاطبین سایتت منتظر خواندن مقاله بعدی هستند.
پشت میز کامپیوتر می آیی. ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره می شوی.
سعی می کنی ایده جدیدی را برای نوشتن پیدا کنی اما انگار ذهنت قفل شده است.
مدت ها است درباره یک موضوع مشخص نوشته ای و احساس می کنی بیشتر از این حرفی برای گفتن درباره آن موضوع نداری.
از طرف دیگر می دانی هر روزی که نمی نویسی از اهداف و آرزوهایت دورتر می شوی.
یکی دو روز دیگر هم با همین شرایط سپری می کنی که کم کم استرس تمام وجودت را می گیرد. بله زنگ خطر به صدا در آمده است.
سریع پشت میز کامپیوترت بر می گردی و سعی می کنی درباره همان موضوع همیشگی بنویسی.
مقاله را به هزار زور و زحمت تمام می کنی اما این دفعه دیگه به دلت نمی چسبه
.
احساس می کنی حرف تازه ای دیگر نداری
Thanks for the valuable content you place on the site
I’m thoroughly enjoying your websit
Thanksfull
Your sit is awesome
thanksfull

https://eqva.net/finding-your-next-killer-idea

پیدا کردن ایده کسب و کار
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
تا به حال اتفاق افتاده در جمعی به خاطر یکی از نقاط ضعفی که داری مورد تمسخر قرار گرفته بگیری؟
چه حسی در آن لحظه داری؟
خجالت، شرمساری، خشم، حقارت و…. در کل هر چه که باشد حس بسیار ناخوشایندی است. احتمالا در آن لجظه خودت را سرزنش می کنی که چرا من باید این نقطه ضعف را داشته باشم
این سناریو را تصور کن.
در یک جمع دوستانه وارد می شوی که دوستان قدیمی ات هم آنجا حضور دارند. دوستانی که مدت هاست ندیدی.
بعد از سلام اولین جمله ای که از دهانشان خارج می شود این است که چقدر چاق شدی !
نفر دوم می گه چقدر عوض شدی حسابی استخون ترکوندی.
نفر سوم می گوید از بیزینس چه خبر؟ شرکتی که را دوست داشتی بالاخره تاسیس کردی؟ نه.
حالت بد می شود. مگر نه؟
احساس می کنی آدم بدرد نخوری هستی. همه یه چیزی شدند الی من که فقط پیرتر، چاق تر، بی پول تر شده ام.
ناراحت می شوی. درست است؟
احتمالا بله. اما این تمام داستان نیست. در این سناریو رگه های ثروت و موفقیت بی کران وجودی دارد که زیر یک کوه بهانه و ناامیدی دفن شده اند.
بدبختی ها و نقاط ضعف امروزت بزرگترین ثروت تو هستند. کافی است نوع نگاهت را تغییر دهی

https://eqva.net/business-ideas-come-from-your-weaknesses
ایده پولساز
چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

ایده پولساز
تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.
زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.
و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.
این مقالات را حتما بخوانید:
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری
اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.
موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.
دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:
اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.
این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.
ساده است؟
احتمالا بله اما نه برای همه.
بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)
https://eqva.net/why-you-cant-find-million-dollar-idea/

می خواهی میلیونر اینترنتی بعدی تو باشی؟ این ماسک را بزن
ماسکی وجود داشت که اگر آن را روی صورتت می گذاشتی می توانستی دنیا را طور دیگری نگاه کنی.
می توانستی آینده را پیش بینی کنی. احتمالا برنامه ها و کارهایی که انجام می دادی با کارهای فعلی متفاوت بود چون دقیقا می دانستی باید در کدام جهت حرکت کنی.
یا می توانستی وارد ذهن یک میلیونر شوی و دنیا را از دریچه نگاه او ببینی.
ببینی به چه چیزی فکر می کند و چطور این کار را می کند.
در این صورت خیلی راحت می توانستی میلیونر بعدی باشی. اما خودت بهتر می دانی تصوری که الان داری با تصوری که یک میلیونر دارد بسیار فاصله دارد و گرنه الان یکی از آن ها بودی. درسته؟
بله. گاهی اوقات حقیقت تلخ است.
کتاب های موفقیت زیادی را خوانده ای و سعی کردی به آموزه ها عمل کنی اما شاید در درونت احساس کنی فقط داری وقت خودت را تلف می کنی یا داری خودت را گول می زنی، هیچ وقت قرار نیست تا به جایی برسی.

به تنها چیزی که برای تبدیل شدن به میلیونر اینترنتی بعدی نیاز خواهی داشت فقط همین مقاله است.
جدی می گویم. فقط همین مقاله!
و از آن مهمتر این است که این مقاله رایگان است.
تو در زندگی قوانین و چهارچوب های زیادی داری. از تو می خواهم تا ۲۹۰ روز بعدی هر طور که خواستی زندگی کنی به شرطی که این ماسک را بر صورت داشته باشی.
قبول؟

این ماسک پنج قانون دارد که به هیچ عنوان نمی توانی از آن ها تخطی کنی و اگر سهوا این کار را کردی باید از ابتدا شروع کنی.
اولین بار این پنچ قانون را از زبان پنج مولتی میلیونرهای اینترنتی مثل Kevin Harrington ، Victor Antonio ، Daymond John و… شندیم بعد آن را امتحان کردم و در کمال تعجب نتیجه عالی گرفتم.

https://eqva.net/next-internet-millionaire/

تکنیک های بازاریابی اینترنتی چه مرگشون شده؟
https://eqva.net/internet-marketing-techniques/
دقت کردی دیگر هیچ تکنیک بازاریابی اینترنتی جواب نمی دهد؟
روز ها روی ظاهر سایت کار می کنی، سایتت را به تمام شبکه های اجتماعی متصل می کنی.
ده ها قالب مختلف را می خری و روی سایتت نصب می کنی اما باز هم کوچکترین تاثیری روی فروشت ندارد.
هر روز آمار گوگل وبمستر و گوگل آنالیتیک را با دقت چک می کنی تا مطمئن بشی سئو و کارکرد سایت به نحو احسنت است.
سایت های رقیب را لیست می کنی و تمام کارهایی که آن ها انجام داده اند را مو به مو یا حتی بهتر انجام می دهی اما در آخر روز یک نفر هم از سایت خرید نمی کند.
با خودت فکر می کنی شاید تکنیک های بازاریابی اینترنتی ات قدیمی شده.
جدیدترین کتاب ها و محصولات بازاریابی اینترنتی را می خری…نت برداری می کنی و قدم به قدم آن ها را پیاده سازی می کنی اما باز هم همان آشو همان کاسه.
کم کم اطمینان پیدا می کنی که دیگر هیچ چیز نتیجه بخش نخواهد بود.
درست هم فکر می کنی چون:
امروز تمام تکنیک های بازاریابی اینترنتی مثل مانتو اپل دار از بین رفته است.

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه نویسنده باشیم خوب بنویسیم
همیشه تصور می کردم باید یک نویسنده باشم تا بتوانم مقاله در سایتم بنویسم اما هر چقدر که بیشتر نوشتم بیشتر متوجه شدم اشتباه می کردم.
اوایل راه احساس می کردم برای اینکه بتوانم خوب بنویسم به دایره لغات بزرگی احتیاج دارم تا بتوانم از آن ها در لا به لای جملاتم استفاده کنم.
شنیده بودم مردم از کسانی که دایره لغات بزرگی دارند، استقبال می کنند.
شنیده بودم حتما باید در مقاله های سایت چیزی را به طور رسمی و کامل آموزش دهی.
اما اتفاقی که در عصر یکی از دلگیر ترین جمعه های سال افتاد همه چیز را به یکباره تغییر داد.

آن عصر جمعه لعنتی به من بزرگترین درس نویسندگی را داد.

https://eqva.net/how-to-be-a-good-writer/
کسب و کار اینترنتی

۳ باور خانمان سوز که مانع ثروتمند شدن می شود
https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/
بیشتر از هر کسی تلاش کردی اما باز هم خبری از پول و پولدار شدن نیست.
از صبح تا شب دنبال پول می دوی اما انگار پول سریع تر از تو می دود.
حتما کسی را می شناسی که یک زمان هم محله ای یا هم مدرسه ای بوده است. او پولدار شده و تو همچنان اندر خم یک کوچه ای…
اگر بپرسم چند کتاب درباره ثروتمند شدن خوانده ای احتمالا می توانی از بر نام ده ها کتاب را بگویی.
اگر درباره مثبت فکر کردن بپرسم احتمالا چیزهایی را می دانی که حتی خود من هم از آنها بی خبر هستم.
اگر درباره انگیزه و میزان تلاشت بپرسم احتمالا با سند و مدرک اثبات می کنی چندین برابر من کار کردی.
اطمینان دارم همینطور است.
اما یکجای کار می لنگد. درسته؟
یک سری از باورها مثل انگل وارد مغز می شوند و تنها وظیفه ای که دارند این است که نگذارند تو رنگ خوشبختی و پول را ببینی.
تا زمانی هم که این باورهای خانمان سوز را نشناسی نمی توانی آن ها را از بین ببری.
اگر آماده ای با تلخ ترین و مخرب ترین باورهایت آشنا شوی کافی است که با ذهن باز ادامه این مقاله را بخوانی چون قرار است بزرگترین دشمن های زندگی ات را نابود کنی.

باور اشتباه اول: زندگی و خوشبختی بعد از مرگ حاصل می شود

کسی که باور دارد خوشبختی بعد از مرگش حاصل می شود آیا امروز برای لذت بردن از این دنیا کاری انجام خواهد داد؟
نه!
من در طول این سالیان افراد زیادی را دیده ام که برای پیشرفت شان هیچ کاری جز دعا انجام نداده اند.
چند ماه پیش بود که شخصی به من ایمیل داد و گفت من چهار سال است که مغازه ام را باز کردم و برای رونقش شب و روز دعا خواندم اما نمی دانم چرا خدا من را دوست ندارد. باید چه کار کنم؟
زمانی که این ایمیل را دیدم تقریبا از تعجب خشکم زد و در جواب نوشتم انتظار داری خدا کارهای بازاریابی و تبلیغاتت را بر عهده بگیرد؟ بشین چندتا کتاب بازاریابی بخوان!
بعضی وقتها تنبل بودن خودمان را ربط می دهیم به خواست خدا دریغ از اینکه خدا بد هیچ بنده ای را نمی خواهد
یک دقیقه منطقی فکر کن! به نظرت خدا تو را در این دنیا اورده که با فقر اذیتت کند و بعد تو را ببرد به بهشت؟

https://eqva.net/3-wrong-beliefs-that-stop-you-from-becoming-rich/

کسب و کار اینترنتی

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو

آیا کسب و کار موفقی خواهی داشت؟ با این حقیقت محض روبرو شو
۱۳ دیدگاه /توسط حسین صفوی
طبیعی است هر کسی دوست دارد بداند آینده کسب و کارش چه می شود.
تو هم به این فکر کرده ای که چی می شد اگر روشی وجود داشت که آدم قبل از اینکه کسب و کارش را شروع کند می توانست با دقت بالا پیش بینی کند در آینده موفق می شود یا خیر.
شاید بین انتخاب چند ایده گیر کرده باشی و ندانی کدامیک را باید انتخاب کنی تا آینده بهتری داشته باشی یا شایدم اواسط راه هستی ولی هنوز از آینده کسب و کارت اطمینان نداری.
من هم دقیقا مثل تو بودم. آن اوایل عاشق این بودم که کسی با اطمینان به من بگوید که بله، این کار ۱۰۰% جواب می دهد.
اما کسی نبود. نیست.
چرا؟
چون آینده تو برای هیچکس به اندازه خودت مهم نیست.
آیا تا به حال شده است که نگران آینده کاری همسایه کناری شوی؟
آیا اصلا می دانی چه کسب و کاری دارد؟
احتمالا نه. درست است؟
چون پیش خودت می گویی چه اهمیتی دارد بخواهم فکرم را با این چیزهای پیش پا اتفاده مشغول کنم.
فکر می کنم بهتر می دانی هیچکس اینجا نیست که به تو با اطمینان و دلسوزانه بگوید آینده کاری ات چگونه خواهد بود. پس به همین خاطر پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را به دقت بخوانی چون می خواهم حقایقی را نشان دهم که خودت توانایی پیش بینی آینده کاری ات را خواهی داشت.

حقایق انکار نشدنی درباره آینده و موفقیت در کسب و کاری که در پیش گرفته ای

حقیقت اول: موفقیت بدون شکست سراب است

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-will-be-successful/

کسب و کار اینترنتی

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه
چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه؟
نکته جالب می دانی چیه؟ اگر از کسی به بپرسی به نظرت ایده ام چطور است، می گوید:
اوممم به نظر خوب می آید امتحانش کن.
چرا انقدر سریع پاسخ می دهند؟ چون اگر شکست بخوری هم هیچ تاثیری در زندگی آن ها ندارد.
یا به عبارت دیگر “الویت زندگی هر کس فقط خودش است”
پس یه جورایی این وسط تنها می مانی. باید بتوانی خودت تشخیص دهی که آیا واقعا ایده ای که انتخاب کردی تو را به ثروتمند می کند یا خیر.
ببخشید بعضی وقتها بعضی حرف هایم تلخ است اما ترجیح می دهم حرف تلخ امروزم مانع تجربه تلخ فردایت شود.

اما نگران نباش تا چند دقیقه آینده فرمولی را یاد می دهم که بتوانی خودت مثل یک متخصص ایده تشخیص دهی که آینده کاری ات چطور خواهد بود.

ماتریکس تشخیص ایده های پولساز:
ازت می خواهم یک قلم و کاغذ برداری و این ماتریکس را برای خودت ترسیم کنی.

https://eqva.net/how-to-know-if-your-business-idea-is-actually-good/
کسب و کار اینترنتی

0

اگر در تولید محتوا پاسخ این ۳ سوال را ندانی محکوم به شکست می شوی
https://eqva.net/content-marketing-questions/

حتما شنیده ای تولید محتوا می تواند چه نقش پر رنگی در موفقیت سایتت داشته باشد.
سعی می کنی هفته ای چند بار محتوای جدیدی تولید کنی و آن را منتشر کنی.
سعی می کنی مقاله ات به لحاظ سئو هم خوب باشد. با دقت کلمات کلیدی را انتخاب می کنی اما همچنان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.
• نه کسی در لیست ایمیلی ات ثبت نام می کند.
• نه کسی به پیشنهاد رد نشدنی ات اهمیت می دهد.
• نه کسی محصولاتت را می خرد.
• نه….
شاید بعد از هفته ها یا ماه ها تلاش شبانه روزی برای تولید محتوا از خودت بپرسی چرا هیچ چیز درست از آب در نمیاد؟
وقتی این اتفاق می افتد دیگر مهم نیست چقدر تلاش می کنی چون قرار نیست شرایط بهتر شود مگر اینکه تصمیم بگیری پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی.
برای اینکه بتوانی پیش فرض های ذهنی ات را تغییر دهی نیاز داری به ای ن ۳ سوال کلیدی در تولید محتوا پاسخ دهی.

سوال اول: آیا این بدرد من می خورد؟
مردم به طور خودکار در همان چند ثانیه اول ورود به سایتی از خودشان می پرسند:
• آیا این سایت مرتبط با کار من است؟
• آیا بدرد من می خورد؟
و اگر در زمانی کمتر از ۳ ثانیه پاسخ این سوال را پیدا نکنند از سایت بیرون می روند و هیچگاه باز نمی گردند.
نکته جالب اینجاست که اصلا این زحمت را به خودشان نمی دهند که روی چیزی کلیک کنند تا متوجه شوند آیا چیز بدرد بخوری دارد یا نه.
اگر تولید محتوایی که انجام می دهی جهت دار نباشد باعث می شود در نگاه اول نتوان تشخیص داد موضوع اصلی این سایت جیست. ( تصور اینکه کاربر بخواهد به خودش زحمت بررسی کردن این موضوع را بدهد را از ذهن خارج کن.)
اکثر افرادی که تولید محتوا می کنند این مشکل را دارند.
نمی دانند دقیقا برای چه کسی می نویسند و به همین خاطر سعی می کنند برای تمام افرادی که در حوزه کاری شان است بنویسند.

یکی از مشتریانم در زمینه توسعه فردی تولید محتوا می کند.

چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که آب دهان همه راه بیفتد
https://eqva.net/how-to-launch-an-online-business/
یکی از متداول ترین ایمیل هایی که تقریبا هر روز دریافت می کنم مربوط به این است که چطور یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم که ۱۰۰٪ به پول برسد.
دلیل نوشتن این مقاله بخاطر دینی است که شما بر گردنم دارید.
مدتهاست که با همدیگر هستیم.
رابطه مان از دوستی گذشته است احساس می کنم یک خانواده هستیم و این سایت هم خانه مان است که در طول هفته چندین بار دور هم جمع می شویم.
انگیزه و انرژی بیشتر نوشتن را از ایمیل ها و کامنت هایی که می گذارید می گیرم. سعی می کنم در این مقاله سیر تا پیاز ساخت یک کسب و کار اینترنتی و صد البته پولساز را بگویم.

چطور بدون هیچ سرمایه ای یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنیم و در نهایت آن را تبدیل به یک ماشین پولساز اتوماتیک کنیم:
قبل از اینکه بخواهم شروع کنم ازت می خواهم یک قلم و کاغذ آماده کنی و تمام برگه های دیگر مرورگر اینترنتی ات را ببندی.
این مثلث را ترسیم کن
کسب و کار اینترنتی

چطور فراموش نشدنی شویم؟
چند روز پیش جمله ای را در کتابی خواندم که برای ساعت ها ذهن مرا مشغول کرد.
آن جمله این بود:
ناراحت کننده تر از این که با ورودت کسی خوشحال نشود این است که با رفتنت کسی متوجه نبودت نشود.
فقط برای چند دقیقه این فضا را تصور کن.
در مهمانی همه در حال معاشرت کردن با همدیگر هستند.
زمانی که وارد جمع می شوی کسی متوجه آمدنت نمی شود. انگار بود و نبودت برای کسی فرقی ندارد.
ساعت ها برای انتخاب لباس وقت گذاشته بودی. بارها در آیینه اتاق خودت را نگاه کردی. بهترین ادکلن ات را زدی…
تو این لحظه چه حسی داری؟
نمی دانی از مردم باید ناراحت باشی که به تو توجه نمی کنند یا از خودت که تا به این حد در نظر دیگران بی اهمیت بوده ای از آن خبر نداشتی.
مهمانی را ترک می کنی.
هیچکس متوجه نمی شود حتی رفتنت نمی شود…

https://eqva.net/how-to-be-unforgettable/
کسب و کار اینترنتی

چطوری با وبلاگ نویسی یک میلیونر خودساخته شویم
در هشت سال گذشته تجربه کار کردن و نوشتن برای برند های مختلفی را داشتم. از برندهای تجاری و صنعتی بگیر تا کسب و کار های کوچک تر.
تجاربی که در این چند ساله بدست آوردم توانسته به شدت به میزان درآمد سالانه ام کمک کند. شاید جز معدود کسانی باشم که می تواند یک محصول ۹.۹۹۷.۰۰۰ تومانی را بدون اینکه حتی کوچکترین کلمه ای درباره آن در سایت بنویسد بفروشد یا اینکه برگه فروش های ۳۰ میلیون تومانی بنویسد
امروز تقریبا کسانی که من را می شناسند فقط موفقیت های من را می بینند اما چیزی را که نمی بینند این است که:
شکست های من بیشتر از موفقیت هایم بوده است!

تا به امروز بیشتر از ۱۲ سایت داشته ام که ۸ تای آن ها شکست خورده اند.
می دانی قسمت جالب داستان چیست؟
آن هشت تایی که شکست خوردند هشت سایت اول من بودند. تصور می کنم هر کسی جای من بود آنقدر ناامید می شد که کلا کسب و کار اینترنتی را فراموش می کرد.
باید اعتراف کنم من هم خیلی وقت ها تا سر حد مرگ ناراحت و ناامید می شدم. خیلی وقت ها تصمیم می گرفتم این کار را به کل کنار بگذارم.

هفته ای ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار می کردم. فقط می نوشتم و این در صورتی بود که ساعت کاری یک کارمند در هفته ۴۵ ساعت است.
این صحنه را تصور کن.
۲ برابر یک آدم معمولی کار می کنی اما هیچ نتیجه نمی گیری…
آن موقع تصور می کردم ۲ برابر کار کردن هیچ نتیجه ای ندارد اما الان می دانم تمام شکست هایی که خوردم تجاربی شدند که در هیچ کتابی درباره آن ها ننوشته اند.
همان شکست ها باعث شد تا یاد بگیرم چطور می توان یک سایت را از صفر راه اندازی کرد و در عرض ۳ ماه به درآمد چند میلیون تومانی رساند.
امروز می خواهم این تجارب را با تو به اشتراک بگذارم.

https://eqva.net/make-money-blogging/
کسب و کار اینترنتی

این تکنیک تو را از تبلیغ نویس خوب به تبلیغ نویس عالی تبدیل میکند
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/
اگر بخواهم فقط با یک مقاله تو را از یک تبلیغ نویس خوب به یک ستاره تبلیغ نویسی تبدیل کنم قطعا به تو خواهم گفت فقط این یک تکنیک را یاد بگیر.
واقعا دلت می خواهد بدانی تنها فرق یک تبلیغ نویس معمولی با یک تبلیغ نویس عالی در چیست؟
پاسخ ساده تر از آن چیزی است که در ذهن می پرورانی.

“درباره موضوعی که می خواهی تبلیغ بنویسی تحقیق کن”

اکثر تبلیغ هایی که شکست می خورند فقط به این دلیل است که تبلیغ نویس نمی داند دقیقا برای چه کسی می نویسد.
اکثر افراد برای ساخت محصول و یا آماده کردن خدمات شان ماه ها وقت می گذارند اما زمانی که نوبت به تبلیغ نویسی می رسد سعی می کنند این کار را سریع انجام دهند.
و همین موضوع باعث می شود آن طوری که باید درباره مخاطبین شان تحقیق نکنند.
سوال اینجاست که اگر درباره مخاطب محصول یا خدمات تحقیق نکنی چطور می خواهی صفحه تبلیغی بنویسی که بتواند آن ها را قانع کند که خرید این محصول، بهترین انتخاب شان است؟
اگر مخاطب نتواند ارتباط عالی بین محصول یا خدماتت با مشکل کنونی اش برقرار کند، قطعا خرید نمی کند.

چندبار پیش آماده برای خرید محصولی دو دل شوی و در نهایت آن را نخری؟
دو دل بودن زمان خرید فقط به این دلیل است که ذهن نمی تواند تشخصی دهد آیا خرید این محصول واقعا درست است یا خیر.

“تبلیغ خوب تبلیغی است که خواننده آن متوجه نشود در حال خواندن یک تبلیغ است”
https://eqva.net/ow-to-elevate-your-copywriting-from-good-to-great/

کسب و کار اینترنتی

چطور بدون اینکه از تخت بیرون بیای پول بدست بیاوری

https://eqva.net/make-money-online/

تصور کن بدون اینکه لازم باشد از تخت بیرون بیای و یا حتی لباس بپوشی بتوانی میلیون ها تومان پول در ماه بدست بیاوری.

بی نظیر است مگر نه؟

نه نیازی به کارمند است. نه نیازی به دفتر و نه نیازی به هیچ چیز دیگر.

حس دوست داشتنی خواهد بود که بتوانی میلیون ها تومان پول بدست بیاوری بدون اینکه حتی لازم باشد به کسی جواب پس دهی.

اما چرا برای اکثر مردم این موضوع صرفا یک رویای دست نیافتنی است؟

چون اکثر مردم عقل شان به چشم شان است.

درست است در کسب و کار اینترنتی لازم نیست لباس رسمی بپوشی یا اصلا حتی لازم نیست لباس بپوشی. لازم نیست در جای مشخصی کار کنی. تقریبا هیچکدام از محدودیت هایی که در محیط های فیزیکی خواهی داشت را در این دنیا تجربه نخواهی کرد
اما این دلیل نمی شود که تصور کنی کسب و کار اینترنتی ساده تر از کسب و کارهای دیگر است.
من پول خانه و ماشین و تقریبا هر چیز دیگری را که دارم از طریق اینترنت بدست آوردم. بعد از چندین سال تجربه رازهایی را می دانم که تقریبا هیچکس درباره آن ها صبحت نکرده است.
نه به این خاطر که راز های سری و محرمانه ای هستند بلکه به این خاطر که مردم دوست ندارند این رازها را بشنوند.
راز اول: این کار را نمی توانی در اوقات فراغت انجام دهی

از انجایی که راه اندازی یک سایت و ساخت محصول نیازی به داشتن کارمند و یا دفتر ندارد مردم به این کسب و کار به چشم یک کار واقعی نگاه نمی کنند.
اکثرا تصور می کنند کسب و کار اینترنتی یک فعالیت جانبی است که می توانند در اوقات فراغت شان انجام دهند.
آیا این طرز فکر درست است؟
نمی دانم. به هر حال نظر اکثر مردم است.
اما من از تنها چیزی که مطمئن هستم این است که اگر می خواهی موفق شوی نباید مانند اکثر مردم فکر کنی.
طبق تجربه من اگر می خواهی در این کار واقعا موفق شوی و میلیون ها تومان پول بدست بیاوری باید برای آن وقت بگذاری حتی بعضی وقتها چندین برابر حالت عادی.
به کسب و کار اینترنتی دقیقا مانند یک کار در محیط واقعی نگاه کن.
اگر در محیط واقعی راس ساعت ۸ صبح باید در محل کار باشی و حداقل ۸ ساعت در روز کار کنی، در کسب و کار اینترنتی ات را باید دقیقا همین موارد را رعایت کنی.

در محیط کار واقعی ماهی دو روز مرخصی خواهی داشت. در محیط کسب و کار اینترنتی خودت هم باید فقط ماهی ۲ روز به خودت مرخصی دهی.
اگر کارمند یک شرکت باشی احتمالا آخر ماه رئیس شرکت میزان عملکردت را بررسی می کند. اینجا باید خودت این کار را کنی.
در انتهای ماه از خودت سوال کن :
چه کارهایی انجام داده ام.
فروشم نسبت به ماهی پیش چه تغییری کرده است.
چند مخاطب جدید وارد لیستم شدند.
وضعیت رتبه سایتم چقدر بهبود پیدا کرده است.
آیا مخاطبینم سوالی دارند که هنوز پاسخ نداده ام.
چطور می توانم این ماه باز هم به مخاطبینم نزدیک تر شوم.
و

راز دوم: باهوش بودن کافی نیست
https://eqva.net/make-money-online/

کسب و کار اینترنتی

در تخت خواب مخاطبت چه اتفاقی می افتد؟ راز تولید محتوا
https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

بیا با این سوال شروع کنیم که اصلا هدف از تولید محتوا در سایت چیست؟
پاسخ ساده است: ایجاد ارتباط گرم با مخاطبین.
خب حالا سوال دوم این است که آیا واقعا محتوایی که تولید می کنی می تواند این ارتباط گرم را شکل دهد؟
تنها زمانی پاسخ این سوال را خواهی فهمید که دقیقا بدانی مخاطبین یا خوانندگان وبلاگ از چیز هایی لذت می برند و از چه موضوعاتی رنجیده خاطر هستند.

ساعت ۲ شب در تخت خواب…
این سناریو را تصور کن.
ساعت ۲ شب در تخت خوابت دراز کشیدی. خوابت نمی برد.
سعی می کنی روی پهلو راستت بخوابی. بعد از چند دقیقه سعی می کنی روی پهلو چپ بخوابی. چند دقیقه بعد سعی می کنی به پشت بخوابی.
هر کاری را انجام می دهی تا بخوابی. اما باز هم خوابت نمی برد.
به ساعت دیواری اتاق نگاه می کنی متوجه می شوی چند ساعت گذشته اما تو همچنان نمی توانی بخوابی.
خوابت نمی برد چون ذهنت هنوز در حال کار کردن است.
این بی خوابی بخاطر خوردن چند ده فنجان قهوه نیست. بخاطر این است که نمی توانی دست از فکر کردن برداری. چیزی فکرت را درگیر کرده است.
تا زمانی که پاسخ آن را پیدا نکنی خواب راحت نخواهی داشت.
حال تصور کن در همین حال با گوشی موبایلت در حال جستجو کردن در گوگل هستی که به مقاله ای برخورد می کنی. مقاله ای که دقیقا پاسخ این درگیری فکری است.
چقدر این مقاله می تواند حالت را خوب کند؟ چقدر می تواند حکم یک ناجی را داشته باشد؟
این مقاله ای است که باید بنویسی.

دغدغه های فکری که ما را شب بیدار نگه می دارند

اجازه بده با چند مثال تو را با بعضی از این دغدغه های فکری که خواب را از چشمانمان می گیرد آشنا کنم
• جطوری می توانم در این وضعیت اقتصادی پولدار شوم.
• چطوری خرج دانشگاه دحترم را بدهم.
• کی می توانم بالاخره یک خانه حتی کوچک بخرم.
• اگر پسرم سیگاری شود چه؟
• کاش می توانستم این شغل کوفتی را رها کنم و برای خودم کار کنم.
• از کجا بدونم دخترم در این جامعه سالم می ماند.
• چطور از شر این چربی های لعنتی شکمم خلاص شوم
• و…
اطمینان دارم موارد مشابه زیادی در ذهنت نقش بست. پاسخ این سوال ها است که می تواند بین تو و مخاطبت رابطه قوی شکل دهد. چرا که او به پاسخ این سوال ها نیاز دارد.
یکی از مشکلاتی که اکثر وبلاگ نویسان یا تولید کننده های محتوا دارند این است که خودشان را در خانه حبس کرده اند و از اتفاقات آن بیرون بی خبر هستند.
جای تعجب نیست که اکثر کسب و کارهای اینترنتی که شکل می گیرند در همان سال اول شکست می خورند چون هیچ کدامشان بر اساس یک نیاز واقعی مردم شکل نگرفته است.
چند وقت پیش برگه ایده یکی از دانشجو هایم را بررسی می کردم که از شدت تعجب خشک شدم!
ایده کمک به بهتر شدن آلودگی شهر !
چه کسی به این موضوع اهمیت می دهد؟ شاید موضوع آلودگی هوا برای خبرگزاری ها موضوعی جالب برای پر کردن صفحات روزنامه یا مجلات شان باشد اما واقعا کسی اهمیت نمی دهد.
چون مردم فقط به خودشان اهمیت می دهند.
هر کسی در زندگی خودش مهمترین فرد است و تمام تبلیغ نویسان حرفه ای این موضوع را می دانند.
برای تان جالب خواهد شد چرا خیلی سریع طرح تبلیغ حمایت از کالای ایرانی شکست خورد. چون مردم فقط به چیز هایی اهمیت می دهند که به سود شان باشد.

اگر در قرعه کشی یک ماشین برنده می شدی و به تو می گفتند فقط حق داری یکی از این دو ماشین را انتخاب کنی. کدام یک را انتخاب می کردی؟
1. سمند
2. BMW 730
با انتخاب سمند می توانی از کالای ایرانی حمایت کنی. اما انتخاب نمی کنی. چرا؟ چون به نظرت حماقت است !

https://eqva.net/the-secret-of-content-creation/

کسب و کار اینترنتی

چطور با این عادت مهم یک تبلیغ نویس حرفه ای و ثروتمند شویم
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
بی تردید هیچ تبلیغ نویس حرفه ای در دنیا وجود ندارد که ثروتمند نباشد. چون یک تبلیغ نویسی حرفه ای می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد و قانون ثروتمند شدن این است که بیشترین حجم فروش و سود را داشته باشی.
ثروتمند شدن به عنوان یک تبلیغ نویس ساده ترین کار ممکن در دنیا است اما تبلیغ نویس حرفه ای شدن تقریبا سختی زیادی دارد.
اما در این مطلب می خواهم عادتی را معرفی کنم که اگر آن را انجام دهی امکان ندارد تبدیل به یکی از موفق ترین تبلیغ نویسان نشوی.

عادت نوشتن روزانه هزار تا ده هزار کلمه

شاید در نگاه اول سخت به نظر برسد اما اطمینان می دهم هر تبلیغ نویس مشهوری این کار را انجام می دهد.
تبلیغ نویسی که نویسنده خوبی نباشد مانند ماشین سوپر اسپرتی است که موتور ندارد.
می دانم در اوایل راه تقریبا غیر ممکن است بتوانی روزانه هزار تا ده هزار کلمه محتوا مرتبط به حوزه کاری خودت تولید کنی به هیمن خاطر پیشنهاد می کنم یک وبلاگ بی نام و نشان راه اندازی کن و آنجا برای خودت بنویس.
اجازه بده هر چیزی که در ذهنت هست روی صفحه مانیتور نقش ببندد.
در مرحله اول مهم نیست که درباره چه چیزی می خواهی بنویسی.
می توانی همین گفتگو های ذهنی که با خودت داری را تایپ کنی یا حتی درباره آرزوهایت بنویسی. فقط حواست باشد باید وارد جزییات شوی. آنقدر جزییات را بنویس که احساس کنی ذهنت سبک شده است.
در این مرحله تنها چیزی که اهمیت دارد این نیست که بتوانی حداقل ۱۰۰۰ کلمه در روز بنویسی.
بعد از دو هفته می توانی همین کار را در سایت خودت انجام دهی با این تفاوت که باید درباره حوزه کاری خودت بنویسی.
می دانم نوشتن مقاله در حوزه کاری می تواند کار خشک و کسل کننده ای باشد اما اگر روح و احساسات خودت را وارد آن ها کنی می بینی که نویسندگی تخصصی هم کار بسیار جذابی می شود.

این عادت روزانه ترافیک ایجاد می کند

یکی از ترس های بزرگ اکثر کارآفرینان جوان یا تازه کار این است که احساس می کنند فاصله بسیار زیادی با بهترین نفر در حوزه خودشان دارند.
از خودشان می پرسند چه کسی حاضر است پست های من را بخواند؟
پاسخ ساده است: مردم تشنه محتوا تازه هستند.
نوشتن روازنه ۱۰۰۰ کلمه می تواند بشدت روی رتبه سایت تاثیر داشته باشد. زمانی که رتبه بهتری در گوگل بدست بیاوری می توانی انتظار بازدید کننده بیشتری را نیز داشته باشی.
و همین عادت ساده می تواند تو را به یکی از بهترین ها در حوزه کسب و کار خودت تبدیل کند.
یکی از راه کارهای ساده برای داشتن ایده مطلب جدید این است که به کامنت ها نگاه کنی.
به جای اینکه پاسخ کامنت را خیلی سر سری بدهی می توانی پاسخ آن را بصورت یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه ای منتشر کنی.

اخراج خواهی شد اگر…

علت شکست اکثر افرادی که وارد کسب و کار های اینترنتی می شوند این است که فکر می کنند این کار ساده است!
زمانی که کارمند شرکتی هستی اگر یک روز دیر به محل کارت برسی توبیخ می شوی.
اگر یک هفته به محل کارت نروی اخراج می شوی.
اگر مدیر شرکت فردی را با پشتکار بیشتر پیدا کند قطعا او را جایگزین تو می کند.
کسب و کار اینترنتی هم دقیقا همینطوری است. اگر یک مدت به آن بی توجه باشی قطعا افراد دیگری جای تو را می گیرند. اگر پشتکار نداشته باشی قطعا جایگزین می شوی و…
زمانی که شروع به نوشتن هزار تا ده هزار کلمه در روز می کنی باید بدانی حتی یک روز هم حق نداری از زیر این تمرین در بروی.
https://eqva.net/this-habit-makes-you-a-rich-copywriter/
کسب و کار اینترنتی

۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی که احتمالا انجام می دهی

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

من عاشق تبلیغ نویسی هستم به همین خاطر هر جایی که می روم سعی می کنم به تبلیغاتش نگاه کنم.
در میان این سیل انبوه تبلیغاتی که در ایران وجود دارد یکی از این سه مشکل رایج در تبلیغ نویسی تقریبا در تمامی آن ها به چشم می خورد.
طبیعتا تبلیغ نویسی سایت ها نسبت به بیلبورد ها بشدت ضعیف تر هستند اما با این حال در ۹۵% بیلبورد های تبلیغاتی نیز این اشتباهات وجود دارند. جالب است بدانید متوسط هزینه اجاره ماهانه یک بیلبورد ۱۲۰ میلیون تومان است البته اگر جایی مثل چمران باشد تا ۷۰۰ میلیون تومان هم قیمت آن افزایش پیدا می کند.
وب سایت ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر تبلیغ نویسی درستی نداشته باشند چیزی حدود ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان متضرر خواهند شد. اساسا وبسایتی که ماهانه زیر ۱۵ میلیون تومان درآمد داشته باشد یک وبسایت شکست خورده محسوب می شود. البته درآمد وبسایت ها را سالانه حساب می کنند نه ماهانه چون بنابر سیاست می توانند سالی یک یا دو لانچ داشته باشند.

آیا تو هم این ۳ مشکل رایج در تبلیغ نویسی را داری؟

مشکل اول : صحبت کردن درباره محصول یا برند یا خدمات.

زمانی که مردم تبلیغی را می بییند فقط به دنبال پاسخ یک سوال مهم می گردند.
چه سودی برای من دارد؟
اگر تبلیغ یا وبسایت نتواند جواب این سوال را بدهد سریعا آن را ترک می کنند و به فراموشی می سپارند.
مردم هیچ اهمیتی به تو، به محصولت، به برندت، به زحماتی که کشیده ای نمی دهند. تنها چیزی که برای مردم مهم است این است که آیا چیزی داری که بتواند زندگی آن ها را بهتر کند؟

به عنوان یک کارآفرین باهوش باید بدانی چه مشکلی باعث می شود مشتریانت تا دیر وقت بیدار بمانند و به آن فکر کنند. اگر پاسخ این سوال را بدانی اطمینان دارد تا سال آینده یک مولتی میلیونر خواهی بود و اگر ندانی زیاد فرقی نمی کند چقدر کار می کنی چون جای دوری نخواهی رفت.
زمانی که شروع به تبلیغ نویسی می کنی باید مستقیما به پاسخ سوال بالا اشاره کنی تا مخاطبین متوجه شوند که محصول یا برندت چه سودی برای آن ها دارد.

مشکل دوم : صحبت کردن درباره ویژگی های محصول یا خدمات.

این رایج ترین مشکل در تبلیغ نویسی است.
تقریبا ۹۹% شرکت ها این اشتباه را مرتکب می شوند.
بیا یک تبلیغ را با همدیگر بررسی کنیم تا موضوع را عمیق تر درک کنیم. تصور کن یک شرکت تولید کننده دریل توانسته عمر باطری ها را تا ۷۰% افزایش دهد.
تبلیغ نویسان آماتور این طور می نویسند:
دریل شرکت ایکس با ۷۰% باطری بیشتر !
اما یک تبلیغ نویس حرفه ای این گونه می نویسد:

با دریل ایکس هر دیواری را سوراخ کنید بدون اینکه نگران تمام شدن باطری باشید.

صحبت کردن درباره ویژگی های محصول در تبلیغ نویسی یک حماقت محسوب می شود چرا که مردم هیچ اهمیتی نمی دهند. مردم می خواهند بدانند این ویژگی چه سودی برای آن ها دارد!

مشکل سوم: خیلی رسمی یا ادبی صحبت کردن

https://eqva.net/common-copywriting-mistakes/

کسب و کار اینترنتی

با این روش از فلج شدن ذهنت هنگام تبلیغ نویسی جلوگیری کن

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

قطعا بسیار پیش آمده هنگام تبلیغ نویسی احساس کنی ذهنت خشک شده است و ساعت ها به صفحه سفید مانیتور خیره مانده باشی.
برای من هم اتفاق می افتاد. می افتد.
زمانی که بدانی چرا دچار این حالت می شوی خیلی راحت تر می توانی جلوی آن را بگیری. اما چرا دچار این حالت می شوی؟
اگر زمان تبلیغ نویسی نتوانی ذهنت را از هر چیزی خالی کنی و یا اینکه در زمان “همین الان” نباشی دچار حملات افکار خواهی شد.
سیگار راه حل نیست.
با پوک زدن به سیگار و تکاندن خاکستر آن در جاسیگاری کریستالی چیزی درست نمی شود. شاید این صحنه جالبی برای پایان پرده دوم فیلم باشد اما صحنه جالبی در تبلیغ نویسی نیست چون ذهنت را باز نخواهد کرد.
تنها کاری که باید انجام دهی این است که به لحظه الان برگردی. اگر بخواهم بگویم به چیزی فکر نکن یک احمق دیده می شوم چون تا به امروز کسی در دنیا زندگی نکرده است که بتواند فقط ۵ دقیقه به چیزی فکر نکند!
کاری که باید انجام دهی این است که به افکار و احساسات اجازه دهی در لحظه حال جاری شود.
• از کسی ناراحت هستی؟ زنگ بزن بگو
• دلت برای کسی تنگ شده اما نباید به او بگویی؟ همین الان بگو
• احساس می کنی جایی که هستی راحت نیستی؟ همین الان یک قلم و کاغد بردار برو هر جایی که احساس آزادی می کنی بنویس
• و….
قبل از اینکه حتی یک کلمه بتوانی بنویسی باید به لحاظ ذهنی آزاد باشی پس برای یک لحظه هم شده هم چیز را فراموش کن و از خودت بپرس الان چه احساسی دارم و چرا؟ کاری هست که دلم می خواهم انجام بدم اما عقلم اجازه نمیده؟ انجامش بده!
فرق تبلیغ نویسان خوب با دیگر تبلیغ نویسان در این است که زمانی که می نویسند غرق در نوشتن می شوند.

https://eqva.net/cant-write-your-copy/

کسب و کار اینترنتی

چطوری با تبلیغ نویسی فرصت تلخ را به شیرین تبدیل کنیم

https://eqva.net/opportunity-copywriting/
تبلیغ نویسی فرصت روشی است که می توانی هر چیزی را تبدیل به یک فرصت یا موقعیت عالی کنی.
تصور کن اگر زشت ترین فرد جمع تبدیل به خواستنی ترین فرد می شد یا تلخ ترین مزه تبدیل به شیرین ترین مزه می شد.
شبیه به سحر می ماند؟
شاید. اما اجازه بده راز این تکنیک را بگویم.
هر اتفاقی به ازای هر بیننده، داستان کامل متفاوتی دارد.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم هر محصول یا خدماتی هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. کار تبلیغ نویس این است که مصحول را با نکات مثبتش نشان دهند.
و اگر هم نداشت فقط زاویه دید نگاه کردن به آن را تغییر دهند.
بگذار با یک مثال دقیقا این موضوع را باز کنم.
حتما برنامه دورهمی را دیده ای. همراه اول اسپانسر این برنامه است. به کسانی که ۱ را ۳۰۸۰ ارسال کنند یک شانس شرکت در قرعه کشی داده می شود. اگر این کار دو بار تکرار کنی یک شانس دیگر دریافت می کنی. این موضوع در برنامه اینطور عنوان می شود.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس بردن جایزه تان را ۲ برابر کنید.
خب به نظر پیشنهاد عالی می آید. احتمال برنده شدنت ۲ برابر میشود؟ بله.
اما بگذار از یک زاویه دیگر به این داستان نگاه کنیم. اگر از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران نصف آن ها در این قرعه کشی شرکت کنند شانس هر نفر ۱ در چهل میلیون می شود. بگذار حال جمله را طور دیگری بیان کنیم.
می توانی دو بار ۱ را به ۳۰۸۰ ارسال کنی و شانس برنده شدن ۲ در ۴۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر را داشته باشی.تقریبا صفر درصد.
خیلی راحت می شود زاویه دید را تغییر داد تا یک حقیقت تلخ را تبدیل به شیرین ترین فرصت کرد.

https://eqva.net/opportunity-copywriting/

کسب و کار اینترنتی

4

هیج پیامکی نفرست مگر اینکه اینطور تبلیغ نویسی پیامک میکنی

https://eqva.net/sms-copywriting/

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟
https://eqva.net/content-marketing-mistakes/
به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.
اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.
آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟
• رتبه الکسا
• سئو
• مردم را جذب کنم
• ترافیک سایتم بالاتر برود
• سایتم پر بار تر شود
اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟
شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.
مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.
اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.
یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.
دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

کسب و کار اینترنتی

۳ تکنیک تبلیغ نویسی که مخاطب را مجبور به خواندن ادامه مطلب می کند
https://eqva.net/3-copywriting-technique/
چه زمانی که تبلیغی را می نویسی و یا چه زمانی که مطلبی را در سایت منتشر می کنی زمانی موفق خواهی بود که مخاطب تا انتهای مطلب را بخواند.
و این در صورتی است اکثر افراد در این کار ناموفق هستند و در بسیاری از موارد مخاطبان حتی یک خط را نیز کامل نمی خوانند.
خب طبیعی است اگر مطالب سایتت یا تبلیغ ات خوانده نشوند یک بازنده محسوب خواهی شد و سایتت نیز تبدیل به یک خانه متروکه می شود.
داستان فقط به خواندن مطلب نیز ختم نمی شود بلکه کمی کار سخت تر از این هم می شود. بگذار نقل و قولی از دیوید اگیلوی کنم :
زمانی که تبلیغی را می نویسم، دوست ندارم بعد از خواندن آن کسی بگوید چقدر خلاقانه نوشتم یا چقدر باهوشم. تنهای چیزی که می خواهم این است که بگوید چه محصول فوق العاده ای همین الان می خواهم بخرمش.
نه تنها خواندن کل مطلب مهم است بلکه از آن مهم تر این است که در انتهای مطلب، مخاطبان چیزی را از تو بخرند.
این خریدن لزوما خرید محصول نیست گاهی اوقات ما در قالب متن مان هویت برند، احساسات، اعتبار و …به مخاطب می فروشیم. بگذار با نوشتن چند کلمه این موضوع را به تو نشان دهم.
ای کاش مجبور نبودم برای سرویس دوره ای این همه راه را تا کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص بروم!
ماشین چیست؟
BMW درسته. چون در کیلومتر ۱۳ جاده مخصوص پرشیا خودرو نمایندگی بی ام دابلیو است. من در این جمله هیچ اشاره ای به ماشین نکردم اما به طور غیر مستقیم فهماندم ماشین چیست و در کنار آن نشان دادم سطح زندگی مالی در چه حدی است و حتی چه لباسی می پوشد و یا…
و نکته جالب این جمله اینجاست که اگر فقط یکی دو کیلیمتر این عدد تغییر کند کلا همه چیز بلعکس می شود چون به نمایندگی های ایران خودرو می رسید. دقیقا تفاوت درآمد یک میلیون درروز یا ماه است
خب شاید نوشتن متن هایی که بتواند مخاطبت را جذب کند کمی برایت سخت باشد پس به همین خاطر می خواهم با استفاده از ۳ تکنیک تبلیغ نویسی این موضوع را کامل یاد بدهم.
https://eqva.net/3-copywriting-technique/

کسب و کار اینترنتی

چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

https://eqva.net/storytelling-like-boss/
داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.
بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟
صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…
برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.
اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟
چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن
مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.
داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟
چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.
برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.
فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟
کسب و کار اینترنتی

اگر بازخورد منفی گرفتی قبل از اینکه احساساتی شوی این مطلب را بخوان
https://eqva.net/how-to-handle-negative-feedback/
اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.
می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …
اما این کار کاملا اشتباه است.
۹۸% بازخورد های منفی از طرف اشخاصی می شود که اصلا مهم نیستند.
تصور کن دو نفر به نام های احمد و کامران در حال تماشای بازی بارسلونا و رئال مادرید هستند.
در میانه های بازی کریس رونالدو یک موقعیت گل را از دست می دهد و ناگهان احمد فریاد می زند:
این کریس هیچی بازی حالیش نیست بخدا پول مفت که به این می دن و…
• آیا نظر احمد و کامران اندازه یک ارزن برای کریس رونالدو اهمیت دارد؟
• آبا احمد و کامران صلاحیت نظر دادن را دارند؟
• آیا تا به حال خودشان یک فوتبالیست موفق بین المللی بوده اند؟
• و…
زمانی که با بازخورد منفی مواجه شدی از خودت بپرس آیا این شخص، مشتری من است؟
اگر پاسخ خیر بود بدون کوچکترین درنگی آن کامنت یا بازخورد منفی را پاک کن.
چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که همه مردم مشتری ما نیستند.
به نظرت تو آیا شرکت مرسدس بنز ماشین هایش را برای تمام مردم تولید می کند؟ خیر !
حالا برای این شرکت اهمیتی هم ندارد که چقدر قشر کم توان جامعه انتقاد می کنند که چرا قیمت این ماشین گران است. چون هیچگاه قشر ضعیف جامعه مشتری مرسدس بنز نبوده است.

یک نگاه به قسمت نظرات گوشی آیفون در دیجی کالا بیانداز. بسیاری از مردم که توانایی خرید آیفون را ندارند بر این باور هستند که هیچ فرقی بین یک گوشی جی ال ایکس با یک آیفون وجود ندارد. آیا شرکت اپل باید به این نظرات توجه کند؟
پس بدان بیش از ۹۸% بازخوردهای منفی بی پایه و اساس هستند و حتی گهگاه از روی حسادت هستند.

اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات بود چه ؟
اگر بازخورد منفی از طرف مشتری ات دریافت کردی باید آن را در وهله اول آنالیز کنی که آیا این بازخورد واقعا درست است؟
اگر درست بود بهتر است که با مشتری ات تماس بگیری و درباره انتظاراتش بیشتر صحبت کنی تا بتوانی محصولت را کامل کنی.
اما بعضی وقت ها بازخورد منفی مشتری درست نیست.
بطور مثال تصور کن تو مربی سئو و بهینه سازی سایت هستی و یک محصول عالی در این زمینه تولید کردی.
متوجه می شوی بعد از مدتی یکی از مشتریانت شاکی است که محصولت خوب نیست. زمانی که علت را جویا می شوی متوجه می شوی مانند یک فیلم سینمایی آموزش ها را بدون آنکه عمل کند دیده است و ناراحت است که چرا رتبه سایتش خوب نشده است!
خیلی راحت این بازخورد ها را هم نادیده بگیر.

چطور هنرمندانه تبلیغ نویسی کنیم
https://eqva.net/copywriting-artist/

در دنیای واقعی ما دو سطح از تبلیغ نویسی داریم.
1. تبلیغ نویسی سطح بالا
2. تبلیغ نویسی سطح پایین
تبلیغ نویسی سطح پایین همان تبلیغ نویسی است که بیشتر اوقات در سطح وب و یا حتی بیلبورد های تبلیغاتی و یا پیام های بازرگانی می بینی.
مهمترین نشانه تبلیغ نویسی سطح پایین این است که در همان وهله اول متوجه می شوی این یک تبلیغ است !
مردم بصورت ناخودگاه نسبت به تبلیغ گارد دارند. برای اینکه از صحت این حرفم اطمینان پیدا کنی کافی است این بار زمانی که در حال تماشای یک فیلم سینمایی عالی بودی واکنش اطرافیان ات را هنگام پخش پیام های بازرگانی زیر نظر بگیری.
احتمالا صدای تلویزیون را کم می کنند یا کانال را عوض می کنند تا تبلیغ تمام شود و این در حالی است که ده ها بار بیشتر در همان فیلم سینمایی از تبلیغات غیر مستقیم استفاده شده است.

بارها در فیلم دیده ای که هنرپیشه ای پپسی می نوشد یا سوار یک مرسدس بنز سال می شود یا حتی سیگار ماربرو می کشد. این ها تمام شرکت های تبلیغاتی هستند که فریاد نمی زنند ما می خواهیم تبلیغ کنیم.
تبلیغاتی که در فیلم های سینمایی هالیوودی می شود را با تبلیغات سطح پایین ماهواره مقایسه کن !
فکر کنم کاملا توانستی تفاوت را احساس کنی.

چطور یک تبلیغ نویسی سطح بالا شویم.
تبلیغ نویسی سطح بالا فقط یک قانون دارد:
تبلیغ نویسی + هنر ( عکاسی یا سینما ) = تبلیغ نویسی سطح بالا

آموزش تبلیغ نویسی حرفه ای برای مقالات سایت
https://eqva.net/professional-blog-copywriting/

بلاخره چراغ سبز شد. ماشینها مثل برق راه افتادند.

اما همان موقع بود که معلوم شد همه شان هم تیز و فرز نیستند. ماشینی که اول خط وسط ایستاده بود تکان نمی خورد.

لابد عیبی کرده یا پدال گاز در رفته یا خیلی ساده بنزین تمام کرده. این چیزها تازگی ندارند.

گروه بعدی عابرین که پشت خط کشی جمع شده اند می بینند که راننده ماشین ایستاده از پشت شیشه جلو دستهایش را تکان می دهد و ماشین های پشت سر بی امان بوق می زنند.

هنوز چیزی نگذشته چند راننده از ماشین ها پیاده شده اند که ماشین وامانده را به گوشه ای هل بدهند تا راه بند نیاید. با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.

مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یک طرف و بعد به طرف دیگر…معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید. از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند. بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند تا متوجه شود چه می گوید.

من کور شده ام.
یک شروع سریع و یک شوک در همان دقایق اول
این قدرتمند ترین روش درگیر کردن ذهن مخاطب با محتوا سایت است.

تا به حال پیش آمده بخواهی در همان برخورد اول یکی را تحت تاثیر قرار بدهی؟

تصور میکنم ۱۰۰٪

اولین کاری که میکنی یک سلام گرم می دهی و طرف مقابل هم با یک لبخند می گوید سلام…

اما دقیقا در همین لحظه در ذهن تو این سوال می گذرد که باید بعد از سلام چه چیزی بگویم تا بتوانم تحت تاثرش قرار دهم.

من آقای ایکس هستم. همکار شما در شرکت روبرویی و…

کافی است این جمله یا جمله مشابهی را بگویی تا اطمینان داشته باشی که از این بدتر نمی توانستی خراب کنی. چون :

درباره ما نیست درباره آنهاست

کسب و کار اینترنتی

چطور در ۲۴ ساعت بهترین تبلیغ نویسی در وب را انجام دهیم

https://eqva.net/24-hours-copywriting/

تبلیغ نویسی در وب دقیقا مانند نوشتن تبلیغ برای بزرگترین بیلبورد شهر است.
بسیاری از افراد تصور می کنند تبلیغ نویسی در وب کم هزینه تر از تبلیغ نویسی بیلبورد است و این طرز فکر تبدیل به بزرگترین شکست زندگی شان خواهد شد.
تبلیغ نویسی در وب تعیین کننده این است که محصول تو بیشتر فروش می رود یا محصول رقیبت. تعیین کننده این است که تو زندگی بهتری خواهی داشت یا رقیبت.
بهترین فیلمی که دیدی یا رمانی که خوانده ای را به یاد بیاور.
در طول داستان ذهنت به طور کامل درگیر کارکتر ها و فضای داستان بود. تک تک ثانیه هایی که تجربه می کردی با مابقی زندگی ات فرق می کردند. چرا؟
چون در حال تجربه کردن داستان فوق العاده ای بودی.

تبلیغ نویسی در وب هم دقیقا همین است.
خلق داستانی بی نظیر از تجربه قبل و بعد از استفاده از محصول یا خدمات
تا زمانی که مخاطب از محصولت استفاده نکرده باشد طبیعی است که هیچ شناختی نسبت به آن ندارد. دقیقا مانند زمانی که یک دی وی دی فیلم را می خری تا زمانی که آن را در دستگاه پخش نگذاشته باشی نمی دانی چه داستانی و یا چه احساساتی در انتظار تو است.

ذهنت به خاطر جامعه و شرایط زندگی ای که داری مسموم شده است. با این ذهن تقریبا یک کمله هم نمی توانی بنویسی. اما من می خواهم در این مقاله یاد بگیری که چطور باید یک تبلیغ نویسی افسانه ای باشی.
اما قبل از اینکه بتوانم یاد دهم لازم است در سفری چند دقیقه ای را با هم داشته باشیم.
قبل از اینکه این سفر شروع شود لازم است این دو کار را انجام دهی تا دقیقا متوجه شوی که چه می گویم.
1. آرامش بخش ترین موسیقی که داری پخش کن.
2. به یک اتاق خلوت و ساکت برو
3. کمی پنجره را باز بگذار تا هوای تازه وارد اتاقت شود
4. ذهنت را از همه چیز خالی کن و با ذهن آزاد مقاله را بخوان

سفر آغاز شد.

کسب و کار اینترنتی

چطور با تیتر تبلیغ مان هورمن های بدن خواننده را تغییر دهیم

https://eqva.net/how-to-write-headline/

چقدر دوست داری با یکی از قدرتمندترین تکنیک های تبلیغ نویسی را یاد بگیری؟
تکنیکی که باعث می شود تیتر تبلیغ ات بتواند خواننده را هیپنوتیزم کند و هورمن های بدنش را طوری تغییر دهد که چاره ای جز خرید محصول ات را نداشته باشد.
قبل از شروع این درس باید یادآور شوم این درس کمی دارای پیچدگی های ظریفی است که شاید با یک بار خواندن آن متوجه نشوید پس ترجیح این است که حداقل این مطلب را دو بار بخوانید و اگر سوالی داشتید در بخش دیدگاه های همین پست مطرح کنید.

تیتر تبلیغ باید مانند عطر سه نوت داشته باشید. نت ابتدایی، نت میانی و نت پایانی
هر نت عطر وظیفه خاصی بر عهده دارد و مجموعه این نت ها باعث می شود هورمن هایی خاصی در بدن شما ترشح شود.
عطر هایی که پر از نت ادویه ای هستند باعث می شود حس و شور زیادی داشته باشید و در عوض عطر هایی در نت آنها بیشتر از گل ها استفاده شده باعث می شود آرامش شیرینی را تجربه کنید.

یک تیتر تبلیغ هم دقیقا این خاصیت را باید داشته باشد.
تیتر تبلیغ خوب تیتری است که در وهله اول توجه را به خود جلب کند در وهله دوم احساس کنجکاوی ایجاد کند و در وهله سوم احساسی را بیدار کند.
اجازه بده با یک داستان این موضوع را باز تر کنم. به این سه عکس با دقت نگاه کن و در انتهای داستان را حدس بزن.
بعد از اتفاق امروز مدیر عامل شرکت جین را به خانه اش دعوت کرد.
جین چاره ای جز قبول کردن درخواست آن مرتیکه دزد نداشت.
پدر و مادر مذهبی داشت. همیشه به جین گفته بودند باید با شرافت زندگی کند.
هوا گرگ و میش بود. قطرات باران به تندی به چتر نیمه شکسته جین می کوبیدند. انگار می خواستند جین را از برداشتن حتی یک قدم دیگر بر حذر دارند.
صدای زنگ خانه مایکل به صدا درآمد.
کمی استرس داشت اما اطمینان داشت پیشنهاد مجسمه طلای شاهین می توانست یک پیشنهاد رد نشدنی باشد.
چند پوک محکم به سیگارش زد و در را باز کرد.
آیا جین با وجود عقاید سرسختانه خود پیشنهاد حق السکوت مایل را قبول کرده بود؟
احتمالا پاسخت یک بله محکم است. چرا؟
داستان با ناگاه قطع شد و فقط به تو یک تصویر سوم برای برای حدس زدن پایان داستان داده شد. چطور توانستی حدس بزنی؟
بله. ترتیب اتفاقات !

https://eqva.net/how-to-write-headline/

کسب و کار اینترنتی

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم
https://eqva.net/product-page-storytelling/
دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.
بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.
او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.
او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.
یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.
این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.
او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.
انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:
آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟
او مضطرب به پشتش دست کشید.
بله لوله ای از پشتم بیرون زده.
اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟
چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.
قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.
https://eqva.net/product-page-storytelling/

کسب و کار اینترنتی

تمرینات حرفه ای برای خلاقیت در تبلیغ نویسی که باید انجام بدهی

https://eqva.net/creative-copywriter-training/
تبلیغ نویسی یعنی هنر استفاده کردن از قوانین و ساخت رایحه جدیدی از آن ها. دقیقا به مشابه یک عطر ساز.
قبل از اینکه بخواهم تمرینات خلاقیت در تبلیغ نویسی را بیان کنم باید بگویم چرا باید هر روز این تمرینات را انجام دهیم.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس زندگی ات را شروع می کنی می دانی تنها چیزی که هیچگاه نگران آن نخواهی شد پول است. یک تبلیغ نویس می تواند هر چیزی را بفروشد. مهم نیست یک بسته دستمال کاغذی باشد یک کشتی طلا در سواحل هاوایی چون استراتژی فروش یکسان است.
کسی هم که می تواند هر چیزی را بفروشد طبیعتا تمام شرکت ها و برندها برای کار کردن با این فرد رقابت می کنند چون یک تبلیغ نویس برای شرکت ها پول می سازد.

به عنوان کسی که می خواهی تبدیل به یک تبلیغ نویس افسانه ای شوی باید طوری زندگی کنی که دیگران نمی کنند. چون تو شکارچی هستی و دیگران شکار.
اگر می خواهی تا این حد متفاوت از دیگران باشی آنوقت این تمرین ها دقیقا برای توست.

تمرینات روزانه برای خلاقیت در تبلیغ نویسی

تمرین ۱) فیلم ببین و با تمام وجود حسش کن :
نباید مانند مردم دیگر دچار روزمرگی شوی باید مدام در دنیاهای متفاوتی زندگی کنی. باید تجارب تلخ و شیرین زیادی بدست بیاوری و این کار را می توانی با دیدن فیلم های خوب انجام دهی.
پیشنهاد من این است که فیلم را تنهایی و در یک محیط ساکت ببین و ترجیحا از یک هدفون خوب استفاده کن.
زمانی که فیلم می بینی نباید به هیچ چیزی جز فیلم فکر کنی. باید در فیلم غرق شوی.
ژانر های پیشنهادی : درام Drama- رمنس Romance – کمدی Comedy

تمرین ۲) صبحانه ات را کنار پنجره میل کن:
اکثر مردم هر روز از خواب بیدار می شوند و مثل یک برده زندگی می کنند یعنی بی هدف هستند. اما یک تبلیغ نویس همیشه خاص زندگی می کند.
بگذار یک حقیقتی را بگویم درست است تبلیغ نویسی شغل بسیار پولسازی است اما در عین حال استرس زیادی هم به همراه خواهد داشت دقیقا مانند یک سر آشپز ۲ ستاره که می خواهد ستاره سومش را بگیرد. اگر سعی نکنی استرس را از خودت دور کنی قول می دهم زیاد دوام نخواهی اورد.
کاری که هر روز من انجام می دهم این است که صبحانه ام را همیشه کنار پنجره و اکثرا تنهایی همراه با یک موسیقی بی کلام میل می کنم. این کار باعث می شود احساس آرامش وصف ناپذیری را تجربه کنم.

تمرین ۳) در چشم آدم ها نگاه کن:
تیلیغ تو را چه کسی قرار است بخواند؟ تبلیغ تو قرار است روی چه کسی اثر بگذارد؟
مردم. درست است؟
پس تو باید بهتر از هر کسی بتوانی مردم را آنالیز کنی و حسشان کنی. هنگامی که جایی هستی یا در حال گفتگو با کسی هستی سعی کن به چشمانشان نگاه کنی.
با نگاه کردن با چشمانشان سعی کن به درد ها و آرزو هایشان دست پیدا کنی.

تمرین ۴) عطر ها را بشناس:
این تمرینی است که از یکی از بزرگترین استاد های تبلیغ نویسی تاریخ معاصر یاد گرفتم و نتایج این تمرین باور ناپذیر است.
داستان تولید عطر های معروف دنیا را بخوان تا متوجه شوی هر عطری به چه منظوری ساخته می شود و در هنگام تولید عطر چه افکاری در ذهن عطار آن بوده است.
بعد از آن سعی کن آن عطر را تهیه کنی و بو کنی تا با داستان عطر یکی شوی. در عرض چند ثانیه داستانی به بلندی یک زندگی در ذهنت تعریف خواهد شد.

https://eqva.net/creative-copywriter-training/

کسب و کار اینترنتی

راز تولید محتوا برای فروشگاه اینترنتی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/ecommerce-content-marketing/

اگر یک فروشگاه اینترنتی داشته باشی حتما متوجه شده ای وجود دیجی کالا بزرگترین مانع بر سر راهت است.
حتما متوجه این موضوع شده ای که مردم ترجیح می دهند همان کالایی که در فروشگاهت قرار دادی را از دیجی کالا بخرند و این احساس و باور مشتری به معنای نابودی کسب و کارت است مگر اینکه بدانی چطور تولید محتوا کنی تا نظر مشتریان تغییر پیدا کند.
خب قبل از هر چیزی اجازه بده یک بار دیگر مهمترین قانون هر بیزینسی را یادآوری کنم:
در زمان خرید مردم به جز خودشان به هیچکس دیگری اهمیت نمی دهند.

این جمله در تبلیغ نویسی بسیار معروف است. اما به عنوان صاحب یک فروشگاه اینترنتی چطور می توانی از این جمله به سود خودت استفاده کنی؟
قبل از هر کاری یک نگاهی به قسمت بلاگ سایت های فروشگاهی اینترنتی کن و چند مقاله شان را با دقت بخوان.
درباره خودشان نوشته اند !
و این یعنی فاجعه. هیچکس اهمیت نمی دهد صاحب فلان فروشگاه درباره محصولش چه چیزی می گوید یا چقدر برای ساخت آن زحمت کشیده است. مردم فقط به این موضوع اهمیت می دهند که آیا انتخاب این کالا از این فروشگاه بهترین تصمیم است یا خیر.

جای مشتری فکر کن. جای او لذت ببر. جای او حس کن. جای او گریه کن
اگر می خواهی فروشگاه اینترنتی ات را تبدیل به یک ماشین اتوماتیک پولسازی کنی بهتر است این قوانین را مو به مو انجام دهی.

قانول اول: محصولت می تواند چه مشکل مشخصی را حل کند؟
بیا تصور کنیم که چمدان های مسافرتی می فروشی. خب قبل از هر چیزی باید بدانیم مخاطب محصول مان دقیقا چه افرادی هستند.
همه آن ها که مسافرت می روند؟ خیر !
این اشتباه بزرگ اکثر افراد است تصور می کنند همه مردم مخاطب محصول آن ها هستند. اجازه بده یک سوال بپرسم.

من برای رفتن از خانه به محل کارم نیاز دارد یک ماشین برای خودم بخرم. کدام یک از ماشین های زیر مناسب من است؟
• مرسدس بنز
• اوپتیما
• سانتافه
• ۲۰۶
• پراید
طبیعتا همه اینها ماشین هستند و اگر این شرکت های می خواستند اینطور تصور کنند که همه مردم مشتری خودروشان هستند الان نباید هیچ تفاوتی با یدیگر می داشتند.
برگردیم به مثال فروش چمدان های مسافرتی. هر چمدان یک سری ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. ویژگی هایی مانند:
• وزن
• رنگ
• جنسیت
• استقامت
• کارایی
• اقتصادی
• لوکس
• کوچک
• بزرگ
• و…

کسب و کار اینترنتی

چطور یک پیشنهاد رد نشدنی بدهیم که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد
https://eqva.net/irresistible-offer/

چند وقت پیش با جمعی از دوستان شمال رفته بودیم و یک ویلای خیلی دوست داشتنی اجاره کردیم تا چند روزی لذت ببریم.
هوا نیمه ابری بود و گهگاهی باران می گرفت و سریع قطع می شد. از آنجایی که ما ساعت ۱۰.۵ شب رسیده بودیم و نمی توانستیم این هوای فوق العاده را از دست بدهیم مشغول لذت بردن از حال شدیم.
ساعت نزدیک ۱۲ شد و تقریبا همه بشدت گرسنه شده بودند طوری که خیلی بی حال صجبت می کردند.
اسنپ فود را چک کردم دیدم هیچ رستوران یا فست فودی باز نیست.
سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به گشتن. تا ۵ کیلومتری یک رستوران باز هم پیدا نکردیم. کم کم ناامید شده بودیم تا اینکه یکی از توی ماشین فریاد زد ؛ این یکی باز است !

https://eqva.net/irresistible-offer/

کسب و کار اینترنتی

سیر تا پیاز علم تبلیغ نویسی از زبان یک تبلیغ نویس
https://eqva.net/copywriting-101/

اگر دنبال یاد گرفتن علم تبلیغ نویسی هستی دو حالت بیشتر وجود ندارد
1. یا می خواهی محصولی را بفروشی و در فروشش گیر کرده ای.
2. یا می خواهی تبلیغ نویسی یاد بگیری
و این یعنی اولین قدم در علم تبلیغ نویسی. یعنی شناخت بازار هدف.
قبل از اینکه بتوانی کوچترین کلمه ای بنویسی باید کاملا بازار هدفت را شناسایی کرده باشی و اگر این کار را نکنی دیگر مهم نیست چه کاری می خواهی انجام بدهی.
بگذار با یک داستان علم تبلیغ نویسی را کامل برایت توضیح دهم.

ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است.
به عنوان بازپرس روبروی متهم نشسته ای.
یک ساعت وقت داری تا بتوانی خودت را به عنوان پلیس خوب به متهم ثابت کنی تا بتوانی اطلاعات باند تبه کار را بدست بیاوری و گرنه سرهنگ توبیخت می کند.
متهم بی نهایت از پلیس ها متنفر است و حاضر است بمیرد اما یک کلمه به پلیس نگوید.
ساعت ۹:۳۱ دقیقه است.
به چشمان متهم خیره می شوی و شروع به شمردن تعداد پلک زدنش در ثانیه می شوی. سریع تر از حد معمول پلک می زند پس استرس دارد.
دست به سینه نشسته است و استرس در چشمانش مشخص است.
چرا استرس دارد؟
چون قرار است چندین سال به زندان بیافتد و کلی از عمرش را از دست بدهد. چه چیزی می خواهد؟ عفو
پیشنهاد تو چیست؟
به ازای هر اسم ۳ سال از حبست کم می شود. شروع کنیم؟
این یعنی تبلیغ نویسی.
دادن یک پیشنهاد فوق العاده به مخاطب.
اگر می خواهی بیشتر در رابطه با پیشنهاد رد نشدنی اطلاعات کسب کنی پیشنهاد می کنم این مقاله را با ذهن باز بخوان ( این مقاله )

چی در سرش می گذرد؟
https://eqva.net/copywriting-101/

کسب و کار اینترنتی

شیوه تبلیغ نویسی به سبک تجاوز
https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/
می خواهم خیلی سریع با یکی از قدرتمندترین شیوه های تبلیغ نویسی آشنایت کنم.
برای اینکه این درس را عمیقا متوجه شوی بیا یک معما را با همدیگر حل کنیم.
به این عکس با دقت نگاه کن و سپس به سوال زیر پاسخ بده.

کدام یک از این ۳ مرد در تجاوز بهتر هستند؟
یکی از این سه مرد در حل پرونده های خسارت مالی وکیل فوق العاده ای است و دیگری در حل پرونده های حقوقی و نفر آخر در حل پرونده های جنایی. هر سه نفر وکیل هستند اما از روی ظاهرشان مشخص نیست کدام در چه نوع از پرونده ها تخصص دارد. به همین خاطر موسسه وکلای دادگستری ایکس برای حل پرونده های شما بهترین وکلا را کنار هم جمع کرده است.

این یک نمونه از موفق ترین تبلیغ نویسی های تاریخ در زمینه معرفی موسسه وکلای دادگستری بوده است که شدیدا بین مردم سر و صدا کرد و توانست موفقیت مالی کم نظیری را برای آن ها بسازد.
بگذار تبلیغ اصلی را با همدیگر ببینیم

وظیفه تیتر تبلیغ نویسی جلب کردن توجه بیننده است و قدرتمندترین روش برای این کار نوشتن تیتر هایی است که کنجکاوی مخاطب را برانگیزاند و شوکه کننده باشد.
اگر با این فرمول تبلیغ نویسی کنی امکان ندارد تبلیغ ات بی نهایت موفق نشود.
تا به امروز به آژانس های تبلیغاتی متعددی در زمینه نوشتن تیتر تبلیغ مشاوره داده ام. بزرگترین مشکلی که این آژانس ها دارند این است تصور می کنند هدف تیتر تبلیغاتی فروش محصول است و این بزرگترین اشتباه است چون:

هدف تیتر تبلیغاتی جلب کردن توجه بیننده است و هدف متن توضیح تبلیغ فروش است.

https://eqva.net/copywriting-shocked-secret/

کسب و کار اینترنتی

درسی تکان دهنده ای که از بزرگان تبلیغ نویسی یاد گرفتم
https://eqva.net/copywriting-mastered

من جز آن دسته از تبلیغ نویس هایی هستم که همیشه عاشق جمع کردن کارهای بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده ام.
یکی از موضوعاتی که باعث موفقیت در کارم شده است دنبال کردن داستان ها و خاطرات بزرگان تبلیغ نویسی دنیا بوده است. اگر کمی با این دنیا آشنا باشی خیلی راحت می توانی به این داستان ها دست پیدا کنی.
به طور مثال اگر دنبال داستان های شخصی جیم روتز هستی کافی است پای صحبت های ری ادوارد بشینی یا اگر دنبال خاطرات و اموزه های دیوید اگیلوی هستی بهتر است پای صحبت های نویل آلمانی بنشینی تا احساس کنی در سال ۱۹۶۰ میلادی زندگی می کنی.
به هر حال بگذار مهمترین درسی که از بزرگترین تبلیغ نویس معاصر دنیا را گرفتم با تو در میان بگذارم.

یک تبلیغ نویس تنها فردی در جامعه است که لازم نیست هر روز صبح یک ماسک بر صورت بزند.
جیم برای بستن قرارداد با کمپانی شل Shell آمریکا در حال گفتگو بود. مدیر قسمت تبلیغات کمپانی شل از جیم پرسید مهمترین المانی که باعث می شود بخواهی با همدیگر همکاری کنیم چیست؟
در پاسخ گفت : در وهله اول این قرار داد پول خوبی برای من دارد و در وهله دوم هم این پول واقعا عالی است.
و چون پول خوبی دارد ترجیح می دهم بهترین تبلیغی که تا به امروز نوشتم را برای شرکت بنویسم تا چند میلیون دلار شرکت شل بتواند سود کند تا برای قرار دادهای بیشتر نیز با یکدیگر کار کنیم.
مدیر تبلیغات شرکت شل بدون کوچکترین مکسی گفت بیا قرارداد را امضا کنیم!
درسی که از جیم می توان یاد گرفت این است که واقعیت پنهان را همیشه مطرح کنی چون آن چیزی است که طرفین دوست دارند بشنوند

یک نگاهی به مردم کن!
همه هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند یک ماسک بر صورت می زنند و خانه را ترک می کنند.
در محل کارت خانمی را می بینی که خیلی شیوا و با متانت صحبت می کند اما اگر همان خانم را در خانه ببینی وحشت می کنی که چطور با همسرش صحبت می کند! یا بلعکس
در اینستاگرام شخصی را دنبال می کنی که همیشه درباره جملات مثبت صحبت می کند و می گوید همیشه مثبت بیاندیشید. بعد همان فرد در صبح در خانه اینگونه روزش را شروع می کند:
اه گندش بزند این صبحانه کوفتی من کو! دیرم شده…
مردم ماسک می زنند تا از نظر مردم بهتر دیده شوند و اکثر وقت ها خواسته های درونی شان را پنها می کنند تا از نظر مردم بهتر باشند !

اما به عنوان یک تبلیغ نویس باید اجازه بدهی همیشه خواسته های اصلی هویدا باشد و چیزی را پنهان نکنی چون تو قرار است به درد ها و خواسته ها و آرزوهای اصلی مردم پی ببری.

وقتی گفتم من شب چه چیزی را دوست دارم همه تعجب کردند!
چندی پیش در یک جلسه کاری طولانی و تقریبا خسته کننده ای بودم که پیرامو ساخت پرسنا برای محصول جدیدی در بازار بود.
دیر وقت بود.
کم کم کار به مراحل پایانی رسیده بود که شخصی وارد دفتر شد و شروع به گرفتن سفارش شام شب شد.
چند منوی غذای ایتالیایی روی میز بود.
تقریبا همه در این جور مواقع عجیب و غریب ترین غذای ممکنه را سفارش می دهند تا نشان دهند چه آدم مهمی هستند. اما واقعا دلم یک غذای ایتالیایی نمی خواست.
از خانم کریمی – خانمی که سفارش غذا می گرفت پرسیدم :
می توانی املت درست کنی؟
بله قربان
عالی است من همین غذا را می خواهم.
برای چند ثانیه همه سکوت کردند بعد با اشتیاق فراوان گفتند دقیقا ما هم همین را می خواهیم + پیاز و نون سنگ داغ…

داستان اینجاست که مخاطبین شما همیشه چیزی را که به زبان می آورند آن چیزی نیست که در دل می خواهند.
به عنوان یک تبلیغ نویسی همیشه باید سعی کنی به آن دسته از خواسته هایی دست پیدا کنی که همیشه مردم یا حداقل بازار مخاطب ات آن را می خواستند اما هیچگاه به زبان نمی آورند.

تبلیغ کرم آب رسانی که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتم.
امروز صبح در گروه تبلیغ نویسی یکی از دوستان عزیز سوالی را در رابطه با نوشتن تیتر برای یک کرم آب رسان پرسید.

https://eqva.net/copywriting-mastered

کسب و کار اینترنتی

هیچ بیلبورد تبلیغاتی را اجاره نکنید تا وقتی که این مطلب را نخواندید
https://eqva.net/billboard-advertising/

بیش از ۹۸٪ بیلبورد های تبلیغاتی که در تهران به نمایش در می آیند بیش از ۵ اشتباه تبلیغاتی وحشتناک دارند.
کافی است نیم ساعت در خیابان ها رانندگی کنی تا ده ها بیلبورد تبلیغاتی مختلف در سطح شهر ببینی.
زمانی که به عنوان یک تبلیغ نویس این بیلبوردها را میبینم احساس می کنم فقط به یکی از این دو دلیل صاحبان شرکت این تبلیغات را داده اند.
1. خالی کردن حساب بانکی شرکت
2. زیباسازی شهر
البته یک دلیل مهم تر نیز باید وجود داشته باشد. یعنی دلیل اصلی تبلیغ که جذب مشتری بیشتر و یا در نهایت فروش بیشتر است.
اما تنها اتفاقی که نمی افتد همین است.

۵ قانون تبلیغ نویسی بیلبورد تبلیغاتی که باید بدانی

قانون اول: بیلبورد فقط درباره تیتر است و نه چیز دیگری
قبل از اینکه بگویم چرا در بیلبورد فقط تیتر مهم است باید بگویم کار بیلبورد تبلیغاتی چیست؛
ایجاد وقفه ۳ ثانیه ای ! همین
خب حالا حساب کن در این ۳ ثانیه چند جمله یا چند پیام می توانی به مخاطب بفرستی؟ در اینجا اسم نمی توانم ببرم اما زمانی که تبلیغ برندهای بزرگ ایرانی را میبینم احساس می کنم شرکت مذبور می خواسته با مخاطب در و دل کند!
و بعد از سه ماه همان شرکت را تلویزیون می بینیم که عاجزانه می گوید از کالای داخلی حمایت کنید..
چرا این اتفاق می افتد؟
چون کل بودجه تبلیغاتی شان را می سوزانند و در عجب هستند چرا با اینکه تبلیغ می کنند جواب خوبی نمی گیرند.

تیتر بیلبورد تبلیغاتی باید کنجکاوی ایجاد کند و یک فرصت بی نظیر را نشان دهد و نه اینکه بخواهد ابزار و یا کالا بفروشد !
این عکس مثالی است که همیشه در دوره های تبلیغ نویسی آن را به دانشجوهایم نشان می دهم :

کسب و کار اینترنتی

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟
https://eqva.net/pricing-competition-fail/
بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!
می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.
اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟
و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.
تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟
چون بی ارزش است.
و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.
و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.
اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟
1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی
قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

کسب و کار اینترنتی

اگر تبلیغ نویسی ایمیل را بلد نباشی دیگر مهم نیست چه ایمیلی ارسال می کنی
https://eqva.net/email-copywriting

اگر کسب و کار اینترنتی داشته باشی می دانی بدون داشتن لیست ایمیل شبیه یک جوان سرگردانی می مانی که دنبال کار می گردد.
زمانی که این موضوع را فهمیده بودم مثل خیلی های دیگر سریع مشغول جمع آوری لیست ایمیل شدم.
• پیشنهاد های رایگان فوق العاده
• امتحان انلاین
• دوره آنلاین
• پاپ آپ و…
زیاد کار سختی نبود.
بلاخره به واسطه محتوا رایگان کاربران وارد سایت می شدند و ایمیل شان را وارد می کردند یا به واسطه تبلیغاتی گوگلی یا بومی کلی بازدید کننده وارد سایت می کردم و ایمیل ها را جمع می کردم.
بعد از اینکه لیست ایمیلی ام تکمیل شد شروع کردم به ارسال ایمیل که اکثر آن ها جنبه آموزشی داشت و از همینجا اتفاقات بد شروع شدند.
رفته رفته نرخ باز شدن ایمیل ها کاهش پیدا می کرد.
آخه چرا؟
من که بهترین و یا شاید کمیاب ترین نکات آموزشی را درباره بازاریابی اینترنتی برایشان ارسال می کردم. چرا باید حتی اشتیاق باز کردن شان را هم نداشته باشند؟

داخل ایمیل ها ۱ میلیون دلار پول نقد هم بود..
اگر داخل ایمیل ها یک میلیون دلار پول نقد هم قرار می دادم خیالم راحت بود چون دیگر اطمینان پیدا کرده بودم که قرار نیست کسی آن را باز کند و بخواند.
زمانی که میدانی قدرتمند ترین ابزار فروش همین لیست ایمیل ات است و تو نمی توانی هزار تومان هم از آن ها بدست بیاوری کم کم روحیه و امیدت نابود می شود.

اطمینان پیدا کرده بودم که کمک نیاز دارم و حدس بزن چه کسی بهتر از Ben Settle که قبلا در دوره های تبلیغ نویس اش شرکت کرده بودم.
چیزی که از این مرد بزرگ یاد گرفتم به کل روند ایمیل مارکتینگ ام را تغییر داد.

با مخاطبت به اتاق خواب برو !
می دانم به چه چیزی داری فکر می کنی. من هم بار اول به همین موضوع فکر کردم و زمانی که راز نهفته در این جمله را متوجه شدم ناگهان کل ذهن و وجودم را یک سکوت مرگباری گرفت.
سکوتی که به تو نشان می داد تاب قبل از این هر کاری کردی اشتباه بوده است. آدم اینطور مواقع نمی داند باید ناراحت شود یا خوشحال؟

اشباه ۹۹.۹٪ افرادی که ایمیل ارسال می کنند این است که مدام می خواهند اطلاعات به مخاطبانشان بدهند. یک نگاهی از بیرون به کل ماجرا کن. شبیه بابا و مامان هایی نشدی که مدام نصیحت می کنند؟

اگر می خواهی عاشق خواندن ایمیل هایت باشند بایدخود واقعی ات باشی نه آن آدمی که دوست داری دیده شوی.
بیا با هم رو راست باشیم همه ما سعی می کنیم در دنیای کسب و کار اینترنتی خودمان را یک آدم کاملا متشخصی که اشتباه نمی کند نشان دهیم و این بزرگترین دشمنی است که در حق خودمان می کنیم.
چون نه تنها در شخصیت جدیدی که می خواهیم از خودمان نشان دهیم به هیچ عنوان خوب نیستیم بلکه تبدیل به یک آدم خشک و نچسب می شویم.

ابن بزرگترین درس تبلیغ نویسی ایمیل است : خودت باش با تمام اشتباهات و نواقص ات…
مردم عاشق این هستند که کسی را شبیه خودشان ببینند. کسی که مثل آن ها احساسات دارد.
گاهی وقتها در زندگی خوشحال است و گاهی وقتها ناراحت.
اگر بخواهیم احساسات مان را پشت ایمیل های مان پنهان کنیم آن گاه احساس می کنند ما ربات هستیم ! و چه کسی دلش می خواهد از یک ربات خرید کند ؟

جمع بندی :
این بار که خواستی ایمیلی ارسال کنی احساسات را هم چاشنی متن ایمیل ات کن بگذار ببیند تو هم انسان هستی و از دنیای خودشان برای خودشان ایمیل ارسال می کنی
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

https://eqva.net/email-copywriting

کسب و کار اینترنتی